خبرهای ویژه

» دانستنی ها » آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۶/۱۴ - ۱۰:۴۲

 کد خبر: 24456
 25 بازدید
 دیدگاه‌ها برای آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟ بسته هستند

آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟

اگر به مطالب علمی علاقه مندید، خواندن نوشته”آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟” به شما توصیه میکنیم. آمریکا ,بمب اتمی هیروشیما چرا؟ بمباران ها سرنوشت جنگ جهانی دوم را ایجاد کرد و اساس را برای آخر این جنگ فراگیر ممکن کرد. این ایده سرنوشت ساز باز هم یکی از مهمترین و مناقشه برانگیزترین حوادث یک قرن […]

اگر به مطالب علمی علاقه مندید، خواندن نوشته”آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟” به شما توصیه میکنیم.

آمریکا ,بمب اتمی هیروشیما چرا؟

بمباران ها سرنوشت جنگ جهانی دوم را ایجاد کرد و اساس را برای آخر این جنگ فراگیر ممکن کرد. این ایده سرنوشت ساز باز هم یکی از مهمترین و مناقشه برانگیزترین حوادث یک قرن قبل هست, چرا که این سلاح هسته ای برای بار نخست در جریان یک نبرد مورد سود گیری قرار گرفت و هزاران نفر را در چشم به هم زدنی محو کرد.

 

هفتاد و دو سال از زمانی که ایالات متحده بمب های اتمی اش را بر فراز هیروشیما و سه روز بعد سر ناکازاکی فرو ریخت, می گذرد.در آن برهه زمانی ژاپن وادار به تسلیم شد و جنگ خاتمه یافت; رویدادی که ۶ سال هیچ راه حل و قدرتی نتوانسته بود آن را به انجام برساند.

 

تولد این ابزار اساس را برای رقابت هسته ای ممکن کرد. هیروشیما و ناکازاکی, قربانی خاتمه جنگی شدند که طول عمر شش ساله آن شهرها و آبادی های بسیاری را ویران کرد و جان بیش از ۵۰ میلیون انسان در گوشه و کنار جهان را گرفت. یقیناً قربانی شدن این دو شهر پیشکشی هایی گزاف برای فرو نشاندن خشم الهه جنگی بود که ابتدا در آدولف هیتلر, دیکتاتور کشور آلمان نازی, متجلی شده بود.

 

سابقه

در ۲۴ آوریل, ۱۹۴۵, کمتر از ۲ هفته بعد از آن که هری ترومن ریاست جمهوری کشور آمریکا را در پی مرگ فرانکلین روزولت به ارث برد, وزیر جنگ ایالات متحده هری استیمسون در نامه ای به مدیرعامل جمهور نوشت که باید در رابطه با موضوعی مهم و سری با وی صحبت کند و پیرامون این مثال هیچ تاخیری را جایز نمیداند.

 

استیمسون در حقیقت می‌خواست خبر تولد بمب اتمی را به مدیرعامل جمهور بدهد; بمب تازه متولد شده ای که حاضر شدنش برای پوشیدن ردای جنگ کمتر از ۴ ماه طول کشید. ترومن تصمیم گرفت تا از این بمب مرگبار سود گیری کند; تصمیمی که یقیناً مهمترین تصمیم تاریخ ایالات متحده بوده و هست. در ۶ آگوست ۱۹۹۵, ساعت ۸:۱۵ به وقت محلی, اسکادران انزلاگی بمبی اتمی موسوم به “پسرک” را بر شهر هیروشیما رها کرد.

 

بمب در فاصله ۶۰۰ متری در آسمان هیروشیما منفجر شد. ۶۰ درصد از شهر را به کلی نابود کرد و بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار نفر را در دم کشت.بعد از این حمله, ترومن به ژاپن مطرح کرد که این تنها یک اخطار بوده هست, هشداری که تنها سه روز بعد حادثه تلخ دیگری را ایجاد کرد. این دفعه شهر ناکازاکی قربانی بمب اتمی دیگری به اسم “مرد چاق” شد.

 

نتیجه این بمباران اتمی هم ۴۰ هزار کشته و ویرانی بخش زیادی از شهر بود. مردم بسیاری در روزهای بعد و با این وجود تبعات تشعشعات رادیواکتیو در این دو شهر جان باختند. اگر بخواهیم جمع بندی کنیم ۲۴۲۰۰۰ نفر با این وجود دو حمله جان خود را از دست دادند. روز بعد, ۱۰ آگوست, ژاپن رسما شکست را پذیرفت و تسلیم شد و در ۱۴ آگوست ترومن به مردم کشور آمریکا مطرح کرد که ژاپن تن به تسلیم داده هست.

 

ضرورت حمله

اکنون این مسئله به شکل گسترده ای میان عام و ویژه پذیرفته شده که اقدام کشور آمریکا در بمباران اتمی دو شهر ژاپن امری ضروری بوده هست که به جنگ جهانی دوم خاتمه داده تا از کشته شدن انسان های بیشتری پیشگیری کند.

 

درهمان سال, با استناد به تحقیقات نشریه فورچون از مردم ایالات امریکا درمورد ضرورت و خوبی اقدام کشورشان تنها ۵ درصد با تصمیم ایالات متحده مخالفت کردند, بیش از ۵۴ درصد این رفتار را تایید کردند و ۲۳ درصد هم دل شان میخواست ایالات متحده بمب های بیشتری را سر ژاپن فرو می ریخت. با اینحال بودند افرادی که این رفتار را غیر ضروری میدانستند و راه را برای اعمال انتخاب های دیگر باز می‌دیدند.

 

عده ای مدیران ارتش کشور آمریکا راه هایی چون محاصره دریایی ژاپن, ادامه بمباران این شکور با بمب های رایج و حملات گسترده زمینی به این کشور را انتخاب های بهتری میدیدند. مورخین طی دهه های تازه هر یک به بررسی ابعاد این مسئله پرداخته اند و عده ای از انها اعتقاد دارند که این رفتار کشور آمریکا نیازی نداشته هست.

 

به باورشان کشتار غیرنظامیان به هر بهانه ای امری نکوهیده هست. همین طور این مردم بر این باورند که قبل از وقوع این حملات مرگبار, ژاپن خود را برای تسلیم حاضر کرده بود. پیرامون همین مسئله نیازی برای وقوع این تراژدی نبود.

 

ولی باید گفت پیروان ماجراجویی ایالات متحده در خاک هیروشیما و ناکازاکی اعتقاد دارند که ژاپن قصد داشت تا تازه ترین لحظه بجنگد و هیچ علامت ای از تسلیم شدن در سیاست های رهبران این کشور به چشم نمی‌خورد; از اینرو تنها راه به زانو در آوردن آن حمله اتمی بوده هست. آن ها با اشاره به تلفات سنگین کشور آمریکا در ماه های منتهی به خاتمه جنگ می‌گویند که این کشور می بایست از جان مردمش حفاظت میکرد.

 

این گروه همین طور تسلیم شدن ژاپن را امری غیرمحتمل در نظر میگیرند چرا که متفقین خواستار تسلیم بی قید و شرط ژاپن – شامل عزل امپراتور هیروهیتو از قدرت – شده بودند; امپراتوری که در نظر مردم ژاپن به مثابه خدایی لایق عبادت بود.

برای شما نیز جالب است؟  تا انتهای قرن 21 چه اتفاقاتی در زمین رخ می دهد؟

آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟

در ابتدا تلاش ها برای صلحی پایدار

بمباران اتمی برای اولین و تازه ترین بار در هیروشیما و ناکازاکی رخ داد. همین حادثه تلخ باعث شد تا جامعه جهانی از تمام توانش برای پیشگیری از وقوع مجدد این تراژدی تلخ و برقراری صلح پایدار سود گیری کند. ولی باید گفت نباید این حقیقت را هم نادیده انگاشت که وقوع دو حمله اتمی در ژاپن اساس را برای ترویج زرادخانه های هسته ای و به تبع آن رقابت هایی از این جنس ممکن کرد.

 

اکنون قدرت های هسته ای جهان کم نیستند, تلاش ها برای کاهش زرادخانه های هسته ای نیز اثری در موج رقابت ها نداشته هست. ولی باید گفت تاریخ میتواند تکرار شود و از همین رو جامعه جهانی از هر تاکتیکی برای جلوگیری از ترویج تسلیحات هسته ای و اتمی سود گیری می‌کند. به یقین شمار فراوانی از بررسی کنندگان از نمونه رابرت آدام اسمیت, تحقق صلحی پایدار نیازمند توسل به روشهای جدی هست; نهادهایی که قادر باشند قانون های سختگیرانه ای را در این اساس وضع کرده و برای اجرای این قانون های ضمانت های اجرایی تعریف کنند.

 

رسیدن به صلحی پایدار نیازمند هم کاری, و پیشگیری از زیاده خواهی های بشر هست. فرو نشاندن حریق یک جنگ نیازمند صحبت و تعامل و دیپلماسی هست, نه جنگنده های غران. یقیناً حق با ساداکو ساماکی «یکی از قربانیان خردسال حمله اتمی به هیروشیما که در لحظه حمله دو سال داشت و ده سال بعد در اثر سرطان ناشی از تشعشعات رادیواکتیو درگذشت» باشد که روی درناهای کاغذی اش می‌نوشت: “من “صلح” را روی بال تو می‌نویسم تا تو به همۀ جهان پرواز کنی”.

 

دیلپماسی اتمی, ایالات امریکا می‌خواست به جنگ جهانی دوم آخر دهد

پزشک کازوو یاگامی – استاد تاریخ در دانشگاه ایالتی ساوانا, ترجمه احسان پناه بر: مورخین اگر بخواهیم جمع بندی کنیم بر سر این مسئله که حمله اتمی کشور آمریکا علیه ژاپن چندین دلیل داشته هست, توافق نظر دارند. عده ای از این دلایل شامل به هر میزان سریع تر آخر دادن به جنگ جهانی دوم به منظور نجات جان میلیون ها نفر, مهار استالین, توجیه خرج ۲ میلیارد دلاری برنامه منهتن, و تکامل بخشیدن به تست ها علمی خود در اساس هسته ای هست. محققان هم بر سر اینکه دیگر دیپلماسی لفظی نمی موفق شد راه به نقطه ای ببرد و انتخاب نظامی و سود گیری از بمب اتمی تنها راه چاره ایالات متحده بود نیز کم و بیش توافق نظر دارند.

 

در سال ۱۹۶۵, پزشک گار آلپرویتز, مورخ و اقتصاددان سیاسی, کتابی تحت عنوان “دیپلماسی اتمی: هیروشیما و پوتسدام” پخش کرد که اثری شگرف بر مباحث و استدلال های در باب چرایی حمله اتمی ایالات متحده علیه ژاپن داشته هست. آلپرویتز که در کتابش دیپلماسی را دلیل اصلی ایالات متحده برای حمله اتمی علیه ژاپن مطرح میکند, این نظر را به بحران می‌کشد که ایالات متحده از بمب اتمی صرفا به دلایل نظامی سود گیری کرد تا جنگ را به هر میزان سریع تر به آخر برساند و جان میلیون ها انسان را نجات دهد.

 

از لحظه انتشار این کتاب, بحث ها و جدل ها به دو جریان جداگانه مبدل شد; عده ای نویسندگان از نگاه آلپرویتز خدمات رسانی کردند, همزمان با اینکه عده ای دیگر رویکردی انتقادی به دیدگاه وی داشته اند.آلپرویتز مدعی هست که ژاپن در تابستان سال ۱۹۴۵ قبل از حمله اتمی نیز شکست را پذیرفته بود.

 

در حقیقت مدیران ژاپنی بعد از آن که تشخیص دادند ادامه جنگ بی ثمر هست, تلاش داشتند تا راهی برای آخر جنگ بیابند. در ۱۲ و ۱۳ ژولای ۱۹۴۵, ایالات متحده تمامی راه های رابطه را بسته بود که این فرمایش نشان می داد که امپراطور ژاپن تلاش داشت تا به جنگ آخر دهد و از این روی حتی هیئتی را برای مذاکره به مسکو گسیل داشته بود.به علاوه از طرف دیگر افسران بلندپایه ارتش ایالات متحده نیز به این اجماع رسیده بودند که ژاپن در تابستان ۱۹۴۵ عملا شکست را پذیرفته بود. با این وجود این مسئله که مدیرعامل جمهور ترومن از تلاش های ژاپن برای آخر جنگ قبل از حمله اتمی ناآگاه بوده هست, پذیرفتنی نیست.

 

با استناد به این شرایط آلپرویتز سئوال هایی مطرح می‌کند: چرا هری ترومن تصمیم گرفت تا در ابتدا ماه آگوست از بمب اتمی علیه ژاپن سود گیری کند؟ چرا حمله ای که مقرر شده بود در ۹ نوامبر علیه شهر کیوشو ژاپن به اجرا در آید, سه ماه زودتر علیه هیروشیما و ناکازاکی رخ داد؟ چرا ایالات متحده انگیزه ضروری برای تحقیق و مطالعه عزم جدی ژاپن برای خاتمه جنگ را در خود نمی‌دید؟ چرا ترومن چشم براه ورود شوروی به جنگ علیه ژاپن نماند؟

 

آلپرویتز معتقد هست که تاثیر ورود شوروی به جنگ علیه ژاپن و تغییر در تسلیم شدن بدون قید و شرط این کشور بالاخره ژاپن را از ادامه جنگ توقیف. اکنون این سئوال که چرا ترومن از انتخاب های دیگری به غیر از حمله اتمی سود گیری نکرد, خود جای بحث دارد. از لحاظ آلپرویتز, جواب به این سئوال مبرهن هست, چرا که وقتی بمب اتمی موجود هست, در نتیجه ایالات متحده ترجیح می‌دهد جنگ را بدون پادرمیانی شوروی – رقیب سرسخت کمونیستی اش – به آخر برساند تا با ورود آن با این وجود جنگ بدون به اخطار افتادن جام مردم کشور آمریکا به نفع این کشور به آخر رسید.

برای شما نیز جالب است؟  اسناد موجودات فضایی در انگلستان لو رفت

آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟

از اینرو, ورود شوروی به جنگ برای نجات جان مردم ایالات امریکا عملا ضروری نبود. به جای سود گیری از ابزار نظامی پر خرج برای خاتمه جنگ, بمب اتمی مبدل شد به ابزاری برای اهرم دیپلماتیک ایالات متحده برای کشیدن ترمز استالین در اروپای شرقی در دوران بعد از جنگ.

 

آلپرویتز نتیجه میگیرد که این فرمایش در حقیقت شروع دوره “دیپلماسی اتمی” بود که د-وران ابتدایی جنگ سرد بین ایالات متحده و شوروی را شکل می داد. دیوید هالووَی در کتاب خود با عنوان “وحدت جماهیر شوروی و انرژی هسته ای در سال های ۱۹۵۶-۱۹۳۹”, استدلال آلپرویتز را به نحوی تایید میکند.

 

وی معتقد هست بمب اتمی از همان ابتدا نیز به طرز واضح برای اهداف نظامی دیزاین و ساخته شده بود با اینحال چه زمانی می بایست از آن سود گیری می شد, نامعلوم بود. در حقیقت تست ها موفقت آمیز این بمب در ۱۶ ژولای ۱۹۴۵ در نیومکزیکو, هدف سود گیری از آن را به کلی تغییر داد. ورود شوروی به جنگ برای ایالات متحده خوشایند نبود و در عین حال غیر ضروری به نظر می‌رسید. از اینرو ایالات متحده در سیاست هایش به منظور سود گیری از بمب اتمی تغییراتی آنی داد.

 

از ماه جولای تا روز واقعه حمله اتمی به ژاپن, ایالات متحده و شوروی درگیر نبردی دیپلماتیک به منظور چگونگی و لحظه تسلیم ژاپن بودند. با اینکه ایالات متحده میخواست جنگ را قبل از ورود شوروی خاتمه دهد, شوروی در نظر داشت نگذارد جنگ قبل از ورودش به عرصه خاتمه بیابد. از اینرو ترومن کوشش می‌کرد نشست پوستدام را به تعویق بیندازد, همزمان با اینکه استالیان تمام تلاشش را برای سرعت بخشیدن به حاضر سازی نیروهایش برای ورود به جنگ ژاپن مهیا می‌کرد.

 

از لحاظ هالووَی, تا لحظه حمله اتمی به هیروشیما در ۶ آگوست, پایه استدلال سود گیری نظامی از بمب اتمی را سست می‌کرد. با اینحال این سود گیری از آن به منظور پیشبرد دیپلماسی بسیار قوی تلقی می شد. از جانب دیگر, مارتین شروین, نویسنده کتاب “جهان ویران شده” «۱۹۷۵», تفسیر آلپرویتز از وجود جنبه دیپلماتیک را تایید می‌کند. با اینحال معتقد هست که سود گیری دیپلماتیک از انتخاب بمب اتمی در درجه دوم ارزش بعد از جنبه نظامی آن قرار داشت. از نگاه شروین, فرانکلین روزولت برنامه منهتن را برای دیزاین و گسترش سلاحی مدرن به منظور اهداف صرفا نظامی به راه انداخته بود.

 

با اینکه شروین تایید می‌کند که چانه زنی هایی میان مدیران ایالات امریکا با حضور ترومن مبنی بر تبعات سود گیری از بمب اتمی وجود داشت, با اینحال این نکته را خاطرنشان می سازد که چنین مذاکراتی هرگز در رأس تصمیم گیری ها نبود. بجای آن, مدیران ایالات متحده به محض اینکه به بمب اتمی دست یافتند, در سود گیری نظامی از آن شکی به دل راه ندادند.

 

سود گیری نظامی ترومن از بمب اتمی به چند دلیل بود; ابتدایی اینکه سود گیری از این سلاح در شرایط جنگ جهانی دوم قانونی بوده چرا که اگر کشور آلمان قبل از همۀ بدان دست می یافت, حتماً از آن سود گیری می‌کرد. دوم اینکه سود گیری از بمب اتمی ضربه سختی بر رهبران ژاپن بود و آن ها را وادار به تسلیم میکرد. سوم اینکه خدمات رسانی عمومی قوی برای سود گیری از این سلاح در بین مردم وجود داشت و بالاخره اینکه باید بهانه ای برای خرج ۲ میلیارد دلاری که دولت بر سر برنامه منهتن از مردم مالیات گرفته بود, پیدا می شد.

 

با این وجود, ترومن متقاعد شد تا به جای بررسی انتخاب های دیگر, از این سلاح سود گیری کند. مثلاً یکی از انتخاب ها می موفق شد تغییراتی در الزام ژاپن به تسلیم شدن بی قید و شرط باشد. بارتون برنشتاین نیز با نظر شروین مبنی بر چرایی سود گیری از بمب اتمی علیه ژاپن موافق هست. وی معتقد هست که در آن وقت برای هر کشوری سود گیری از بمب اتمی علیه دشمنانش قانونی بود.

 

با این وجود ترومن از آن به نفع خود سود برد و حتی سود گیری از آن را خوشنود کننده توصیف کرد. از لحاظ برنشتاین, دلایل تصمیم ترومن برای سود گیری از این صلاح به شرح ذیل هست: آخر دادن به جنگ, پیش گیری از حملات مرگبار ژاپن, تنبیه ژاپن به دلیل حمله به پرل هاربر, انتقام از ژاپن به دلیل بدرفتاری با اسرای جنگی آمریکایی, اقناع نیازهای دولتی, جواب به خواهش های مردم کشور آمریکا, و پیش گیری از گسترش قدرت شوروی و استالین در اروپای شرقی در دوران بعد از جنگ.

 

از اینرو برنشتاین نتیجه می‌گیرد که سود گیری از بمب اتمی – حتی اگر بلشویک ها هرگز قدرت را به دست نگرفته بودند و دولت شوروی هم نبود – غیر قابل دوردستی بود. وی پافشاری می‌کند که مدیران آمریکایی علتی نمیدیدند تا در حمله اتمی به ژاپن تردیدی به دل راه دهند با اینحال اولویت اول انها خاتمه دادن به جنگ بود. از لحاظ برنشتاین, با اینکه کشور آمریکا می‌خواست از این حمله سود برداری دیپلماتیک کند تا جلوی قدرت اکثر شوروی را بگیرد, برای ایالات متحده این سود گیری اکثر حالت امتیاز داشت. از طرف دیگر از لحاظ برنشتاین, با اینکه این حمله دلیل تشدید جنگ سرد شد, هرگز دلیل شروع آن نبود.

برای شما نیز جالب است؟  باورنکردنی ترین پدیده های جهان که هیچ توجیهی ندارند

 

برنشتاین, برخلاف شروین, معتقد هست که دولت ترومن برترین انتخاب را از میان انتخاب های دیگر انتخاب کرده بود. استدلال وی این هست که نکته بنیادی در باب انتخاب های دیگری به جز سود گیری از بمب اتمی اصرار بر فرضیه سود گیری از آن انتخاب ها برای تسلیم کردن ژاپن قبل از اول نوامبر بود; در دوره قبل از حمله اتمی, آن انتخاب ها در حقیقت استراتژی هایی بودند تا قبل از حمله اول نوامبر, ژاپن را وادار به تسلیم کند.

آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟

برنشتاین می افزاید که دوردستی از سود گیری از بمب هرگز به طرز جدی مطلوب مدیران آمریکایی نبود. وی معتقد هست که القای اینکه قبل از بمباران اتمی هیروشیما, مدیران آمریکایی آن رویکردها را به مثابه انتخاب هایی برای سود گیری از سلاح اتمی میدیدند در حقیقت جعل تاریخ هست!

 

حال سئوال اینجاست که ریشه این اختلاف دیدگاه ها بین آلپرویتز و افرادی که دیدگاه سود گیری دیپلماتیک ایالات متحده از بمباران اتمی ژاپن را پایین پرسش می بردند در چیست؟ میتوان جواب را در ارزیابی دارای اختلاف آنان از مسئله سود گیری از انتخاب بمب اتمی یافت. همان شکلی که که ذکر آن رفت, برنشتاین معتقد هست که ترومن این فرضیه راکه بمب اتمی برای سود گیری علیه دشمن قانونی هست, از سلف خود روزولت به ارث برده بود. از اینرو هرگز در سود گیری از آن شکی به دل راه نداد.

 

انچه پذیرش این نظر برنشتاین را کمی دشوار می‌کند این هست که وی شرایط بسیار دارای اختلاف ترومن را در دیپلماسی اش با شوروی نادیده می‌گیرد; وقتی که ترومن به رئیس جمهوری رسید, ژاپن به کلی توانایی اش را برای ادامه جنگ از دست داده بود. وی تنها باید چشم براه تسلیم شدن ژاپن میماند.

 

دوم اینکه همانگونه که آلپرویتز نیز عنوان می دارد, ژاپن در تلاش برای یافتن راهی برای خلاص شدن از جنگ بود. ترومن و دیگر مدیران ایالات متحده از روش جاسوسان خود در ژاپن از این مسئله آگاهی یافته بودند. از اینرو می‌توان گفت که اگر ژاپن در تابستان سال ۱۹۴۵, یعنی قبل از بمباران اتمی اش شکست را پذیرفته بود, دیگر نمی‌توان ادعا کرد که سود گیری از بمب اتمی می موفق شد به جنگ خاتمه دهد و جان میلیون ها انسان را نجات دهد!

 

از لحاظ آلپرویتز, تنها جواب به چرایی سود گیری از بمب اتمی را میتوان در پیشبرد دیپلماسی یافت و بررسی دقیق شرایط لحظه ترومن نیز این فرمایش را نشان می‌دهد. از کنفرانس استان تهران «نوامبر تا دسامبر ۱۹۴۳» تا کنفرانس یلتا «فوریه ۱۹۴۵», شوروی مکررا از قصدش برای ورود به جنگ ژاپن گفته بود. شکست کشور آلمان در ۹ می ۱۹۴۵ این قصد را در استالین قوی تر کرد با اینحال تست ها موفقیت آمیز بمب اتمی در ۱۶ ژولای ۱۹۴۵, حریق این عزم استوار را در استالین خاموش کرد.

 

در حقیقت تا قبل از این تست ها ایالات متحده قصد داشت پای شوروی را به این جنگ بکشاند تا از تلفات اکثر مردم ایالات امریکا پیش گیری کند با اینحال این تست ها ترومن را متقاعد کرد که بدون ورود شوروی هم می‌تواند مسئله را فیصله دهد. از اینرو دو هفته کافی بود تا بمب را برای عملیات حاضر کنند و ابتدا آگوست لحظه مناسبی برای این عملیات بود; بمب در ۶ آگوست بر هیروشیما فرود آمد.

 

مورخین اعتقاد دارند که دیگر الزامی به سود گیری از دومین بمب اتمی, که بر سر شهر ناکازاکی منفجر شد نبود با اینحال به همان دلیل دیپلماتیک, سود گیری از بمب دوم را برای ترومن توجیه پذیر می‌کرد. در ۸ آگوست, دو روز بعد از بمباران هیروشیما, شوروی منچوری را اشغال کرد; و هیچ علامت ای از تسلیم شدن ژاپن نیز نبود.

 

از اینرو, مدیران آمریکایی از ترس ورود شوروی به جنگ ژاپن تصمیم دریافت کردند تا در ۹ آگوست دومین بمب اتمی را این دفعه بر ناکازاکی بیندازند.با این وجود ژاپن در ۱۰ آگوست رسما تسلیم شد. هولوکاست نازی ها تحت دستور هیتلر و کشتار نانجینگ به وسیله افسران نظامی ژاپنی نه به دلیل اینکه قتل عام تلقی میشوند, حتی به دلیل اینکه بدون هیچ هدف نظامی به وقوع پیوستند, بعنوان جنایات جنگی محکوم شده اند.

 

درست به همین دلیل, آلپرویتز نیز سود گیری از بمب اتمی علیه ژاپن را نه به دلیل تلفات جانی بسیار بالای آن حتی به دلیل اینکه اهدافی غیر نظامی را دنبال میکرد, محکوم میکند. از اینرو نباید این کشتار دسته جمعی را با موارد دیگر در تاریخ که ممکن هست به دلایل دفاعی و نظامی به وقوع پیوسته باشند, یک کاسه کرد, چرا که این فرمایش “تحریف” تاریخ جنگ جهانی دوم شمرده می‌شود.

 

 

در بیشتر مواقع میتوانید مطالب علمی مثل نوشته آمریکا ،بمب اتمی هیروشیما چرا؟ را در سیرداغ بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید.


برچسب ها : , ,
دسته بندی : دانستنی ها
تبلیغات