خبرهای ویژه

» اخبار سینما » گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۶/۱۹ - ۷:۵۸

 کد خبر: 24822
 10 بازدید
 دیدگاه‌ها برای گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ بسته هستند

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

در اخبار مرتبط با سینما خبر گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ در خبرگزاریها پخش شده که پیشتر به آن میپردازیم. صحبت با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ  تام کروز یکی از برترین و گرانقیمت ترین بازیگران هالیوود هست, ایشان در شمار فراوانی از برنامه های بزرگ سینمایی نقش بازی […]

در اخبار مرتبط با سینما خبر گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ در خبرگزاریها پخش شده که پیشتر به آن میپردازیم.

صحبت با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ 

تام کروز یکی از برترین و گرانقیمت ترین بازیگران هالیوود هست, ایشان در شمار فراوانی از برنامه های بزرگ سینمایی نقش بازی کرده هست. تام کروز در سیراکیوز از شهرهای مرکزی ایالت نیویورک ایالات امریکا به جهان آمد. اسم کامل وی توماس کروز ماپوتر چهارم هست.پدرش مهندس برق و مادرش معلم بود. خانواده انها در اصل ریشه‌ای آلمانی, انگلیسی و ولزی دارند. تام حاوی سه خواهر هست که ماریان, لی‌آن و کاس اسم دارند. لی‌آن کار آگهی تام کروز را بر عهده دارد.

 

زندگی آن ها در مکان ثابتی نبود و خانواده انها به شهرهای متفاوتی مهاجرت کردند. با استناد به گفته تام کروز وی تا به آخر رساندن دوره دبیرستان, در ۱۵ مدرسه گوناگون درس خواند. تام دوازده‌ساله بود که والدینش از هم جدا شدند. وی و خواهرش تحت سرپرستی مادرشان قرار دریافت کردند و در سال های بعد در شهرهای متفاوتی ساکن شدند.

 

تام مدتی تعلیم مذهبی دید و قصد داشت کشیش شود با اینحال از اینکار رویگردان و درنهایت در ‌سال ۱۹۸۰ از دبیرستانی در نیوجرسی فارغ‌التحصیل شد.

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

تام کروز در‌ سال ۱۹۸۷ با میمی راجرز, هنرپیشه آمریکایی ازدواج کرد. میمی دلیل آشنایی ایشان با آیین مذهبی ساینتولوژی شد. این زوج در ‌سال ۱۹۹۰ از هم جدا شدند. در همین‌ سال لحظه بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن, بازیگر استرالیایی آشنا شد و مدتی بعد با وی ازدواج کرد.

 

این ازدواج ١١‌سال تداوم یافت. این زوج مشهور, خوشگل و پرطرفدار, تا سال‌ها از مشهور‌ترین زوج‌های‌ هالیوود به شمار می‌آمدند. انها دو طفل را به فرزندی پذیرفتند. در‌ سال ۲۰۰۱ درحالی‌که نیکول سه ماهه آبستن بود از یکدیگر جدا شدند که باعث شد نیکول طفل ذکر شده را سقط کند.

 

عده ای نیز اعتقاد دارند دلیل جدایی وی از نیکول, ناتوانی نیکول کیدمن در بچه‌دار شدن بوده هست. وی تا‌ سال ۲۰۰۴ با پنه‌لوپه کروز, بازیگر اسپانیایی رابطه داشت. در ‌سال ۲۰۰۵ با کیتی هولمز, بازیگر آمریکایی آشنا شد و مدتی بعد بر فراز برج ایفل به وی پیش نهاد ازدواج داد. مراسم عروسی آن ها در دسامبر ۲۰۰۶ در براچیانو ایتالیا برگزار شد.

 

این زوج هنری به اختصار با عنوان تام کت نیز شناخته میشوند. پیش از آن در ماه آوریل همان ‌سال اولین فرزند آن ها به جهان آمد که اسم سوری را برای وی برگزیدند. سوری اولین فرزند تنی تام و کیتی هست و سومین فرزند تام کروز به حساب می آید. این زوج نتیجا چند ‌سال پیش از هم جدا شدند.

 

تام کروز در سالهای دبیرستان در فیلم موزیکالی از طرف مدرسه کمپانی کرد و مورد ستایش قرار گرفت. همین مسأله دلیل شد وی به بازیگری به‌طور جدی علاقه‌مند شود. اولین بازی جدی وی, تنها یک‌سال بعد از به آخر بردن دوره دبیرستان, در فیلم «عشق بی‌آخر» به ‌سال ۱۹۸۱ رخداد افتاد.

 

تا ‌سال ۱۹۸۶ در چندین فیلم بازی کرد که عمده شهرتی برایش نداشت. با اینحال در این ‌سال وی به نوعی بازیگر اصلی فیلم تاپ‌گان انتخاب شد. حکایت این فیلم پیشامد‌ای در باب تعلیم خلبانان هواپیماهای شکاری در ارتش ایالات متحده بود. این فیلم پرفروش‌ترین فیلم‌ سال ایالات امریکا شد و برای تام کروز شهرت فراوانی بهمراه آورد. سال‌ها بعد, حضور تام کروز در فیلم‌های مشهور نمایان‌تر شد.

 

در ‌سال ۱۹۸۹ بهمراه داستین‌ هافمن در فیلم مرد بارانی بازی کرد که این فیلم نامزد هشت جایزه اسکار شد, با اینحال وی یک‌سال بعد موفق شد اولین‌بار نامزد جایزه اسکار برترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم «متولد چهارم ژوئیه» شود. در همین ‌سال با بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن آشنا شد و بعدها با وی ازدواج کرد.

 

تام کروز در‌ سال ۱۹۹۶ به نوعی تهیه‌کننده و بازیگر نقش اول در فیلم ماموریت غیرممکن حاضر شد که با بخت فراوان مواجه شد. چشمان بطور کلی بسته به کارگردانی استنلی کوبریک با حضور تام کروز و نیکول کیدمن در نقش یک زوج ثروتمند نقطه عطف دیگری در کارهای هنری تام کروز به حساب می آید.

 

این فیلم در ‌سال ۱۹۹۹ توزیع شد. قسمت دوم فیلم ماموریت غیرممکن در‌ سال ۲۰۰۰ توزیع شد و سومین فیلم پرفروش‌ سال شد. از آن به بعد تا این لحظه ۶ فیلم از این سری به توزیع درآمده هست.

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

اضافه بر بازیگری, تام کروز از ‌سال ۱۹۹۶ به نوعی تهیه‌کننده در چندین عدد از فیلم‌های سینمایی هم کاری کرده هست. وی از ‌سال ۲۰۰۶ بهمراه پائولا واگنر صاحب کمپانی فیلمسازی یونایتد آرتیستز شد. شهرت و شهرت تام کروز دلیل شده تا پیوسته در لیست بازیگران انتخاب در مجلات گوناگون بدرخشد. ایشان در ‌سال ۱۹۹۷ از جانب مجله امپایر به نوعی یکی از پنج بازیگر برتر تاریخ سینما انتخاب شد.

 

دو‌سال قبلی همین مجله ایشان را در لیست یک‌صد بازیگر دلچسب برتر سینما جای داد. در سال های ۱۹۹۰, ۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ در لیست ۵٠ انسان زیبای هفته‌نامه مردم قرار گرفت. در‌ سال ۲۰۰۶ از جانب مجله فوربس برترین چهره مشهور‌ سال شناخته شد. در همان‌ سال از جانب مجله پرمیر چهاردهمین چهره مشهور نیرومند جهان لقب گرفت

برای شما نیز جالب است؟  رازهای زندگی با اینحال استون دلنشین ترین زن جهان

 

ایشان تا این لحظه سه بار نامزد جایزه اسکار شده و ده‌ها جایزه مهم دیگر ازجمله سه جایزه گلدن گلوب را به دست آورده هست. وی با بازی در فیلم تاپ‌گان «۱۹۸۶» به شهرت جهانی رسید و از آن پس, نزدیک سه دهه هست که باز هم فعالانه در فیلم‌های گوناگون حاضر می شود. همین طور تام کروز دو بار برنده جوایز سینمایی ام‌تی‌وی و یکبار برنده جایزه ساترن و دیدنی‌تر این‌که هفت بار هم نامزد دریافت جایزه ساترن شده هست.

 

نویسنده ‌هالیوود ریپورتر درمورد تام کروز می نویسد: وقتی قرار گفت‌وگو را با تام کروز گذاشتم, فکر میکردم با آدمی با ادا و اطوار سوپراستاری روبه‌رو خواهم شد. این طرز فکر خیلی‌ها در باب اوست. خیلی از انها که «تام کروز» را از نزدیک نمی‌شناسند, فکر می کنند که تنها به فکر پول درآوردن هست.

 

این را خود کروز در یکی از گفت و گو‌هایش گفته بود. ولی مسئله اصلا این‌طور نیست و تام کروز بخشی از درآمدش را همیشه صرف کارهای خیر می‌کند. به ذهن خطور می کندً به کمک همین پول‌ها بوده که مدرسه‌ای در یکی از کشورهای آفریقایی ساخته شده هست. با این همه ی, خودش دوست ندارد

 

که راجع به قضیه حرف بزند. قرارمان در یک رستوران چینی کوچک بود که قبلا هم به آن سر زده بودیم. به پیشنهاد کروز, خورش چینی خوردیم با پائوستو غنوعی نان بخارپز و بعد از تمام شدن غذا سخن گفتن را از سر گرفتیم.

 

تام کروز از کارگردانان بزرگ زندگی‌اش بیان میکند

یا رفیق می شویم یا اخراج میکنم

در گفت‌وگویی که چند وقت پیش با هم داشتیم به شما گفتم که خیلی از کارگردان‌ها از شما دفاع میکنند و کافی هست کسی بخواهد پشت سر شما چیزی بگوید تا حسابی از شما دفاع کنند. آیا رابطه خوبی با کارگردان‌ها دارید؟ یادم می آید در گفت‌وگویی با «پل تامس اندرسن», ایشان طوری از شما دفاع کرد که فکر کردم سرمایه فیلمش مال شما هست.

 

بله, حق با شماست. به ذهن خطور می کند رابطه خوبی با کارگردان‌های فیلم‌هایم دارم. گرچه این مسئله بستگی دارد که آن کارگردان چه کسی هست و هم کاری‌مان چگونه پیش رفته هست. اگر مقابل من کارگردانی باشد که یا متوجه نشود یا تحت‌تأثیر قرار گیرد و رویش نشود به من بگوید

 

دارم بد بازی میکنم, به احتمال عمده قراردادم را فسخ میکنم و حتی از آن هم بدتر; اگر سهمی در تهیه فیلم داشته باشم, مطمئنا کارگردان دیگری را استخدام می کنم. این همان چیزی هست که به ذهن خطور می کندً به مذاق بعضی کارگردان‌ها خوش نمی‌آید.

 

تاریخچه هم دارد اینکار؟

 

ترجیح می دهم به اسم مردم اشاره نکنم. با اینحال باید بگویم هیچ‌وقت بازیگر پرکاری نبوده‌ام; از انها که سالی هفت, هشت فیلم بازی می کنند. برای من سالی یکی, دوتا فیلم کافی هست, بنابراین همه ی وقت حق گزینه داشته‌ام. یعنی این امکان را داشته‌ام که فیلم‌ها و کارگردان‌ها را انتخاب کنم. دفتر ایجنتم پر هست از فیلمنامه‌ها یا خواهش‌هایی که به نتیجه نرسیده و بایگانی شده‌ هست.

 

خیلی سختگیرید؟

 

تنها این را می دانم که از هر هشتاد خواهش, یکی‌شان به درد میخورد و تازه آن یکی هم تام و تمام نیست و بستگی به چیزهای دیگر دارد. مثلاً برای من این نکته خیلی مهم هست که فیلمبرداری کی شروع میشود و کی به پایان میرسد. باید این را شرح دهم که سینما را علاقه مندم,

 

با اینحال اینکار تمام زندگی من نیست. این درست هست که سینما بخش مهمی از زندگی من هست, ولی همه ی آن نیست و حاضر نیستم به دلیل سینما بقیه جوانب و بخش‌های زندگیم را کنار بگذارم.

 

به این دلیل هم خیلی منعطف هستم. به دفعات پیش آمده که برای کمپانی در یک مراسم خیریه, یا نشست‌ای که در کلیسا دارم, از کارگردان خواسته‌ام فیلم برداری را یک روز تعطیل کند. گرچه به دفعات این هم پیش آمده که حس کرده‌ام کار به دشوار خورده و با این وجود بدون جایزه اضافه در صحنه‌هایی واپسین بازی کرده‌ام.

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگعلاقه مندم بپرسم که رابطه‌تان با «استنلی کوبریک» کجای این مسئله قرار دارد. می گویند کوبریک سر فیلم چشمان بطور کلی بسته یک صحنه را ٨٩بار تکرار کرد تا به صحنه مطلوبش برسد و شما هم بعد از این همۀ تکرار از هوش رفتید و نیم‌ساعتی کار تعطیل شد. آیا این رابطه‌تان را خراب نکرد؟

 

کوبریک آدم عجیبی بود, با اینحال نه این‌که دیوانه باشد. مشاهده نمایید, شایعه‌سازی‌ها درمورد فیلم «چشمان بطور کلی بسته» چند دلیل داشت. اولین دلیل این بود که کوبریک سال‌ها بود فیلم تازه ای نساخته بود. دلیل دوم این بود که حکایت فیلم اقتباسی از یک رمان عجیب و جنجالی بود. دلیل سوم هم این بود که بازیگرهای فیلم یعنی من و نیکول, زن و شوهر بودیم. خبرنگاران و خبر تایید نشده‌سازها این سه نکته را کنار هم می‌گذاشتند و بی‌نهایت نتیجه می دریافت کردند.

برای شما نیز جالب است؟  عکس ها تازه صبا راد و همسرش مانی رهنما

 

آیا می دانستی کوبریک چگونه آدمی هست؟

 

خودش گفته بود. دقیقا روز اولی بود که با ایشان قرار داشتیم و وقتی به دیدن کوبریک رفتیم, همان اول کار به ما توضیح داد که سبک سینمایی ویژه خودش را دارد. همین طور این را هم گفت که اصولا آدمی وسواسی هست و تا به چیزی که در فکر دارد, نرسد از گرفتنش دست برنمی‌دارد.

 

حتی تا این حد واضح و رک بود که به خود ما گفت بعید نیست یک صحنه را تا ١٢٠ بار تکرار کند. درست هست که آن لحظه خنده‌ام گرفته بود, ولی بعدها لحظه فیلمبرداری دیدم که ایشان بطور کلی مصمم هست و همۀ چیز را راست گفته هست.

 

در چه مواردی تاکید داشت؟

 

همۀ چیز. در جزیی‌ترین موارد هم باید به خواسته‌اش می رسید. به دفعات و به دفعات درمورد راه رفتن کاراکتر با هم حرف زدیم. کوبریک نوع خاصی از راه رفتن را در فکر داشت و با تاکید تمام میگفت باید همان‌جور راه بروی و تا لحظه‌ای که به این راه رفتن نرسی, برداشت‌ها ادامه خواهد داشت. گاهی بدتر هم می‌شد و حتی از این هم فراتر می‌رفت و حتی نحوه دید کردن, به هم ساییدن دست‌ها یا چگونگی بازکردن در و همه ی چیز را آن‌جور که در فکر داشت, میخواست.

 

این‌گونه خلاصه می کنم که توقع داشت من همان‌جور باشم که ایشان در ذهنش دیده هست. تا آن وقت من با کارگردان‌های زیادی تلاش نموده بودم, ولی باید اقرار کنم که به توجه به سختی‌های فراوان و بحران‌های بینهایت, کارکردن با ایشان فرصت بی‌نظیری بود تا بازیگر بهتری شوم و خودم را چند پله بالاتر ببرم.

 

فراموش نباید کرد که این فیلم, پخته‌ترین کار کوبریک هست و انگار خودش هم میدانست که این فیلم آخرین کارش هست, پس به ذهن خطور می کندً طبیعی بود که این قدر وسواسی و دقیق کار کند.

 

به ذهن خطور می کندً یکی از صمیمی‌ترین رفقا‌تان «کامرون کرو» هست. آیا شما به نوعی بازیگر و گرچه رفیق حاضرید در هر فیلمی که بگوید بازی کنید؟

 

حتماً. بله, حتماً. ما با هم گاهی اوقات می‌رویم سفر یا قرار گردش‌های دیگری بیرون شهر می‌گذاریم. کامرون کرو یک فیلمساز سرشار از خلاقیت هست. این پسر شیفته سینماست و وقتی درمورد سینما یا مثلاً از فیلم‌های محبوبش حرف میزند, چنان با عشق اینکار را می کند

 

که دیوانه‌تان میکند. به علاوه از طرف دیگر مشاور خوبی هم هست. پیشنهاد میکند کدام فیلم را تماشا کنم, یا چه کتابی را بخوانم. ماهی یک‌بار هم می‌رویم برای خرید سری‌های موسیقی. در موسیقی هم سلیقه خوبی دارد. موسیقی متن فیلم‌هایش که معمولاً انتخابی هست, آدم را دیوانه می کند.

 

با کلی از خواننده‌ها و نوازنده‌ها آشناست و خبر دارد که سرگرم چه کاری میباشند. بعد از «جری مگوآیر» فرصتی پیش نیامد تا مجدد همکاری کنیم تا اینکه به ایشان پیشنهاد کردم از روی «چشم‌هایت را باز کن» الخاندرو آمه نابارف فیلمی بسازد. ایشان هم «آسمان وانیلی» را تولید که به نظرم فیلم خوبی هست.

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

به ذهن خطور می کند که ترجیح می‌دهید در فیلم‌های پرتحرک بازی کنید و هنوز هم به این نوع فیلم‌ها روی خوش نشان می‌دهید; مثلاً سری ماموریت غیرممکن…

 

حکایت این‌سری فیلم‌های «ماموریت: غیرممکن» با بقیه فیلم‌های اکشن فرق می کند. یعنی منظورم این هست که بازی در این سری به این معنا نیست که هر فیلم اکشنی به من پیش نهاد شود, می خواهم بازی در آن را قبول کنم. من فیلم‌های پرتحرکی که بتواند تماشاگر را سرگرم کند

 

و حکایت جذابی هم داشته باشد, علاقه مندم و از این‌جور فیلم‌ها حمایت می کنم. برای همین هم هست که اضافه بر بازی در این سری فیلم, یکی از تهیه‌کننده‌ها هستم.

 

چرا از «برایان دی پالما» دعوت نکردید که بقیه قسمت‌ها را بسازد؟

 

این درست هست که دوست داشتیم با دی پالما ادامه دهیم و حتی با ایشان در این مورد صحبت کردم, ولی به این نتیجه رسیدیم که ایشان دیگر علاقه‌ای به کارگردانی فیلم‌های سریالی ندارد.

 

کارهای خیریه

وظیفه انسانی آمریکایی‌ها

به ذهن خطور می کندً دوست دارید بخشی از درآمدتان را صرف کارهای خیر کنید. می‌دانم که هزینه تولید مدرسه‌ای را در آفریقا پرداخته‌اید و می‌خواهید بیمارستانی هم در افغانستان یا عراق بسازید.باید بگویم که علاقه مندم به آدم‌هایی که در محرومیت زندگی میکنند, کمک کنم. من قبل از این به دفعات به آفریقا رفته و دیده بودم

 

که با چه سختی های زیادی روبه‌رو میباشند. گرچه این مسئله در باب عراق یا افغانستان تا حد فراوانی فرق میکند. این را همۀ‌مان میدانیم که بخش زیادی از ویرانی آن کشور, به دست آمریکایی‌ها انجام شده و فکر میکنم باید مجدد آن کشورها را به روش اولش بازسازی کنیم. این درواقع یک وظیفه انسانی هست.

 

تازه ترین سامورایی
عمیق‌ترین

من در آخرین سامورایی بازی کردم, چون فیلم درجه یکی بود. یعنی که چیزهای دیگر و عمیق‌تری درمقایسه با حکایت فیلم در آن پیدا بود. مشاهده نمایید این همۀ فیلم تولید می گردد, با اینحال در سینمای این سال‌ها از این نوع فیلم‌ها کم داریم. آخرین سامورایی, فیلمی در ستایش انسانیت و دوست داشتن هست. مطمئنم که خود زوئیک بر همین عرصه فیلمش را ساخته هست.

برای شما نیز جالب است؟  نگاهی به سبک تازه زندگی بهاره رهنما بعد از ازدواج مجدد

 

اسپیلبرگ

ایشان جواب هر سوالی را دارد..

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

اسپیلبرگ یک ویژگی فوق‌العاده دارد: سر صحنه بطور کلی آرام هست. عصبی نیست و دستورهای الکی نمی دهد. قبلی از شروع فیلمبرداری, چند نشست درمورد فیلمی که می خواهد بسازد, حرف می زند. تقریبا جواب همۀ پرسش‌هایی که در فکر من هست, در حرف‌های ایشان پیدا می شود. فکر میکنم یکی از نقطه‌های بحبوحه کارنامه‌ام, همکاری با استیون اسپیلبرگ هست.

 

مایکل مان

من اقرار می کنم…

 

بازی کردن در یکی از فیلم‌های‌ مان آرزوی من بود. اقرار میکنم که دلم علاقه داشت در فیلم «مخمصه» بازی میکردم. از دیدن آن فیلم مو به تنم سیخ شد. «افشاگر» هم همین‌طور بود و همۀ اینها به کنار, ایشان همان کارگردانی هست که براساس زندگی یکی از پرطرفدار‌ترین شخصیت‌های زندگی‌ام,

 

«محمدعلی کلی» فیلم ساخته هست. خبرهای مرتبط به فیلمنامه هم‌دست را از زبان آشناها و تهیه‌کننده‌ها می‌شنیدم. میدانستم که «مارتین اسکورسیزی» هم قصد ساختنش را داشته هست. وقتی کارگزارم رابطه گرفت و گفت که فیلمنامه را فرستاده‌اند, خیلی شاد شدم.

 

در اولین دیدار با مان, شیفته‌اش شدم. به نظرم رسید که این آدم همۀ چیز را درمورد سینما می داند. بعد, راجع به فیلمنامه صحبت کردیم و مان از من پرسید دلت می خواهد در کدام نقش بازی کنی؟ شوکه شدم. هر دوتا نقش به یک معنا اصلی بودند. خود مان تاکید داشت که «وینسنت» بیشتر به من میخورد.

 

ممکن است این منفی‌ترین نقشی هست که تا اینجای کار بازی کرده‌ام. شروع کردیم درمورد شخصیت وینسنت صحبت کردن و هرچه مان بیشتر درمورد‌اش گفت, اشتیاق من برای بازی در این نقش بیشتر شد.فکر کردم مان تنها این شخصیت را تا این اندازه شکافته هست, برای همین راجع به شخصیت‌های

 

فرعی‌تر با ایشان حرف زدم و دیدم که انها هم به همین اندازه مورد توجهش میباشند. بعد از چشمان بطور کلی بسته, این دومین فیلمی بود که فکر می کنم مسیرم را بطور کلی واضح کرد. از آن به بعد, میتوانم نقش‌های منفی را هم با آرامش کامل بازی کنم.

 

«الیور استون» و «مارتین اسکورسیزی»

انها جایی برای من ندارند…

هیچ‌گاه فرصت مجدد‌ای برای بازی در فیلم‌های این دو کارگردان بزرگ پیش نیامده هست. گاهی که اسکورسیزی و استون را می‌بینم, به یاد آن سال‌ها که متولد چهارم جولای یا رنگ پول را می‌ساختیم خوش می‌گذرانیم. گرچه نوع فیلمسازی استون تغییر کرده هست و ایشان طور دیگری فیلم تولید میکند

 

و در این نوع تازه, هنوزً جایی برای من پیدا نمی شود. شاید یک موقعی مجدد فیلم‌هایی بسازد که من در آن ها بازی کنم. با اینحال در باب اسکورسیزی باید بگویم که حاضر همکاری‌ام.

گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ

ایشان هنوز هم فیلم‌هایی تولید میکند که می توانم کمکش کنم. شاید حتی می‌شد لحظه تولید فیلم «دار و دسته نیویورکی» نقشی هم به من می‌داد یا حتی در «هوانورد». با اینحال به‌هرحال لحظه فراوانی ست دی کاپریو را دارد که با هم راحت کار میکنند. ایشان هم یکی از معدود کارگردان‌هایی هست

 

که می تواند با بازیگر سر و کله بزند. آن قدر فیلم دیده که می تواند بگوید داری ادای کدام بازیگر را درمی‌آوری. همیشه به من بیان میکرد وقتی شبیه خودت رفتار می‌کنی, بازیگر بهتری هستی.

 

بازنشستگی

سال‌ها تا بازنشستگی شما باقی هست, با اینحال به‌هرحال در کل به این روز فکر می‌کنید که دست از بازیگری بکشید؟

 

بازیگری بازنشستگی ندارد. وقتی پل نیومن را در «جاده‌ای به سوی پردیشن» ساخته زهر مندیز می‌بینید, می‌فهمید که بازیگرهای مفید هیچ‌وقت بازنشسته نمیشوند. بازیگران بزرگ تا مرگ‌شان بازی می کنند. گرچه خودم را با نیومن مقایسه نمی کنم, منظورم این هست که می شود

 

همیشه بازی کرد و از کارافتاده به نظر نرسید. حقیقتش این هست که من هیچ‌وقت دلم نخواسته پادشاه بازیگری باشم, علاقه مندم بازیگر باشم. به همین دلیل شاید هم روزی تصمیم گرفتم بازیگری را رها کنم. با اینحال آن روز مطمئنا زمانی خواهد بود که حس کنم به بحبوحه بازیگری رسیده‌ام و هنوز تا رسیدن به این بحبوحه, کلی راه باقیمانده هست.

 

آن روز چه می‌کنید؟

یکی از دلایلی که به هر فیلمی جواب مثبت نمیدهم, این هست که دارم استراحت می کنم. دلم نمیخواهد خسته به نظر برسم. برای سال‌های دور آینده هم برنامه‌هایی دارم; مثلاً این که سوار کشتی دور دنیا را بگردم یا منزل‌ای در یک جزیره ژاپنی بخرم و در آرامش زندگی کنم. بله, ماهیگیری را هم علاقه مندم. این هم از آن کارهایی هست که همین اکنون انجام می دهم و درواقع دارم تمرین میکنم تا سال‌ها بعد یک حرفه‌ای واقعی باشم.

 

 

امیدواریم از خواندن گفتگو با تام کروز ستاره هالیوودی با رویاهای بزرگ لذت برده باشید. لطفا “سیرداغ” را به دوستان خود معرفی کنید.


برچسب ها : , ,
دسته بندی : اخبار سینما
تبلیغات